ژان شاردن ( مترجم : اقبال يغمايى )
1397
سفرنامه شاردن ( فارسى )
پيش از آنكه به شرح و وصف شهر اصفهان بپردازم بايد به اين نكته كه ذكرش در نظرم ضرور مىنمايد اشاره كنم خلاف مروّت و مردمى است كه خوانندگان در آنچه در اين سياحتنامه آمده صرفا به نظر عيبجويى و ناتمامى بنگرند ، و از سر انصاف درگذرند ، زيرا نوشتههاى من نه آنست كه يك جهانگرد ظاهربين بدون تعمق و تأمل بر روى كاغذ آورده است . من در طىّ ده سال كه در ايران بودهام بيشتر اوقاتم را در اصفهان بهسر بردهام . اغلب كاخها و بناهاى بزرگ را به دقّت ديدهام ، و هيچ عمارت مهمى نبوده كه از نظرم دور مانده باشد . افزون بر اين چون هم زبان مردم اين كشور را درست مىدانم ، و هم به سبب اشتغال به كار بازرگانى با بيشتر بزرگان و جاهمندان و درباريان رفت و آمد و سر و كار داشتهام ، و به سمت تاجر مخصوص شاهنشاه مباهى و سرافراز بودهام مطمئنم آنچه مىآورم از حقيقت و صحّت بدور نيست . امّا شرح اينكه چگونه در كارشناسايى و توصيف پايتخت توفيق يافتهام ، و به آرزوهاى دور و دراز خود رسيدهام چنين است : در سال 1666 من با هربرت دوياگر ) HerbertdeJager ( رئيس امور تجارى هلنديان آشنا ، و سپس دوست شدم . او دانا و رايمندى كممانند بود ، و براى اينكه به اجمال وسعت دانش و بينش وى را بنمايم همين بس كه بگويم گليوس ) Golius ( استاد عالى مقام زبانهاى مشرق زمين وى را هوشمندترين و برجستهترين شاگردان خود شمرده و تنها فرد شايستهاى دانسته كه به جانشينى او در دانشگاه به تدريس السنهء شرقى بپردازد . چون تا آن روزگار تحقيقات جامع و دقيقى دربارهء ايران به عمل نيامده بود شور و شوق زايد الوصفى كه در دل ما هر دو پديد آمده بود ما را به هم نزديكتر و صميمتر كرد ، و از همان زمان تصميم كرديم از سال بعد مشتركا تحقيقات مفصّل و عميقى كه هيچ نكته در آن فراموش نشده باشد ، دربارهء پايتخت ايران به عمل آوريم . به منظور اجراى طرح خود نخست دو ملّا را به يارى گرفتيم . ( مسلمانان عالمان و واقفان علوم دين را ملّا مىنامند . ) و همهء دوستانى را كه مىتوانستند در اين زمينه به ما يارى رسانند به همكارى خويش خوانديم . دو ملّاى فوق الذكر نام همهء مناطق ، كويها ، برزنها ، كوچهها ، مساجد و اماكن مقدّس ، بناهاى عمومى ، كاخها و بناهاى معتبر را با ذكر نام بانيان و سازندگان و ساكنان آنها داشتند ، همچنين فهرست آثار باستانى ، تشكيلات و سازمانهاى داروغهها و مقررات و آييننامههاى معمول در